360cfa.com chatfarsi.ir


  وضعیت آنلاین

در حال حاضر 40 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش امديد ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .



  پیغام کوتاه


فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا عضو شويد.



  آخرین ارسالها

کل موضوعات 670
کل ارسال ها 1368
کل بازديد ها 278316
کل پاسخ ها 701
کل اعضا 1657
آخرين 20 ارسال انجمن

آموزش ارسال ایمیل کارآمد
ارسال شده توسط baran222 در مورخه : پنجشنبه، 19 آبان ماه، 1390

فال عشق با بوسه!
ارسال شده توسط somaye در مورخه : پنجشنبه، 21 مهر ماه، 1390

حریم اخلاقی
ارسال شده توسط arman در مورخه : سه شنبه، 19 مهر ماه، 1390

تجاوز مجری صدای آمریکا به همکارش
ارسال شده توسط emma در مورخه : شنبه، 9 مهر ماه، 1390

داستان عشقي، تلخ و شيرين
ارسال شده توسط smc_iran_2012 در مورخه : پنجشنبه، 20 مرداد ماه، 1390

مرجع ادبیات نت
ارسال شده توسط arman در مورخه : يكشنبه، 8 خرداد ماه، 1390

woooow...joke
ارسال شده توسط sani در مورخه : دوشنبه، 22 آذر ماه، 1389

( اهنگ زیبای شراره )
ارسال شده توسط arman در مورخه : شنبه، 15 آبان ماه، 1389

joke
ارسال شده توسط sarvenaz1363 در مورخه : جمعه، 14 آبان ماه، 1389

قطع اینترنت
ارسال شده توسط arman در مورخه : جمعه، 14 آبان ماه، 1389

جک
ارسال شده توسط zeus_saeed در مورخه : پنجشنبه، 13 آبان ماه، 1389

معرفی
ارسال شده توسط arman در مورخه : سه شنبه، 11 آبان ماه، 1389

درباره كورك Biol
ارسال شده توسط bad در مورخه : سه شنبه، 11 آبان ماه، 1389

تقديم به همه ي چت فارسي ها!
ارسال شده توسط bad در مورخه : سه شنبه، 11 آبان ماه، 1389

بامزه س!
ارسال شده توسط bad در مورخه : سه شنبه، 11 آبان ماه، 1389

کورک
ارسال شده توسط bad در مورخه : سه شنبه، 11 آبان ماه، 1389

زودقضاوت نكنيم!
ارسال شده توسط emma در مورخه : شنبه، 8 آبان ماه، 1389

كلاسهاي اموزشي براي آقايان!
ارسال شده توسط emma در مورخه : شنبه، 8 آبان ماه، 1389

4چيزاست كه نميتوان آنهارابرگرداند!
ارسال شده توسط emma در مورخه : شنبه، 8 آبان ماه، 1389

دانستنيها!!!
ارسال شده توسط emma در مورخه : شنبه، 8 آبان ماه، 1389

تالار گفتمان جستجو


پند زندگی : خودکشی به خاطر طلاق والدین

  موضوع :  |  تاریخ ارسال : يكشنبه، 15 آذر ماه، 1388  |  تعداد بازدید 489



 پند زندگی : خودکشی به خاطر طلاق والدین

دین مقدس اسلام هموراه افراد جامعه را به تشکیل خانواده و برقراری پیوند زناشویی و تسهیل در امر ازدواج فرا می خواند و امر ازدواج را آئینی الهی و مقدس می شمارد. اسلام با انحلال پیوند زناشویی و بی فروغ ساختن بنیان خانواده، جز در صورت ضرورت، موافق نیست. از این جهت ست که اسلام طلاق را منفورترین حلال ها بر می شمرد، تا آنجا که پیامبر اکرم ص می فرمود: ازدواج کنید، ولی طلاق ندهید، زیرا طلاق عرش خدا را می لرزاند.

و اما بقیه متن در ادامه مطلب


دین اسلام برای برقراری و دوام پیوند زناشویی و جلوگیری از فروپاشی کانون خانواده، موانعی همچون پاک بودن زن، حضور دو شاهد عادل، بودن زن در خانه شوهر تا اتمام عده در طلاق رجعی، جاری شدن حکم طلاق با عبارتی صریح و قاطع که بیانگر اجرای حکم طلاق باشد، بالغ و عاقل، اختیار و قصد داشتن جاری کننده طلاق، را بر سر راه زوجین قرار داده تا شاید بر سر عقل آمده و به زندگی شیرین و با صفای خود ادامه بدهند؛ تا آنجا که می فرماید: «فان کرهتموهن فعسی ان تکرهوا شیئا و یجعل الله فیه خیرا کثیرا»؛ اگر از زنان خود کراهت دارید، چه بسا که شما از چیزی کراهت داشته باشید، ولی خدای متعال در آن چیز برای شما خیر و نیکی مقدر کرده باشد.
طلاق و جدایی زن و مرد اگر مشکلی را از زن و مرد حل کند که معمولا نمی کند- در مورد بچه ها قطعا بر مشکلات میافزاید. فروپاشی کانون گرم خانواده و دوری از آغوش پر مهر و محبت والدین همیشه به ضرر بچه های معصوم تمام می شود زن و شوهر بعد از جداییف به یک تقابل روانی دست می زننند و به جای آنکه به آرامش و مصلحت بچه ها توجه کنند، با لجبازی با هم موجبات بدبخت کردن بچه هایشان را فراهم می سازند. ماجرای زیر یکی از صحنه های رقت بار پی آمدهای طلاق است:
هنگام رسیدن به خانه، جمعیت انبوهی را جلوی در خانه خود مشاهده کرد. متعجب شد، جلوتر رفت. با دیدن آمبولانس، تعجب او بیشتر شد. یعنی چه اتفاقی افتاده؟ این تجمع برای چیست؟ نکند پسرم ... وقتی مقابل خانه رسید، بازپرس و پزشک قاونی مانع ورود او به منزل شدند. او فریاد می زد: کو، کو؟ کو پسر قشنگ و عزیزم؟ کسی به او جوابی نداد. روی پله های آهنی تراس جسد حلق آویز شده پسر 14 ساله او آرام و بی حرکت بود. کسی چیزی در این مورد به او نگفت. او را به اطاق بردند، ولی او پی برده بود که پسرش خودکشی کرده است. ناله ای زد و بیهوش شد. وقتی به هوش آمد، جسد پسر را با آمبولانس برده بودند.
پسر 14 ساله نامه ای از خود باقی گذاشته بود که آن را در جیبش پیدا کرده بودند. پسرش در ان نامه، خطاب به مادر نوشته بود: مادر عزیزم! باید از تو تشکر کنم که در این مدت زحمت زیادی برای من کشیدی! من نمی دانم تو و پدرم چرا از هم جدا شدید و هر وقت می خواستم جریان را بدانم، بی نتیجه بود. مادر! تو قشنگی، هنر داری. چون خوب می رقصی همه کاباره ها حاضرند به تو کار بدهند. مادر! تو زندگی مجلللی داری، من هم سال ها زیر پر و بال تو بزرگ شدم، در بهترین مدرسه ها اسمم را نوشتی، بهترین لباس ها را برایم خریدی، اما حتی یک روز صبح مثل مادرهای دیگر نتوانستی مرا روانه مدرسه کنی؛ چون وقتی به مدرسه می رفتم تو به علت خستگی کار شبانه ات خواب بودی، در مدرسه، وقتی پدرها بچه هایشان را می آوردند و می بردند، با حسرت نگاهشان می کردم و غصهمی خوردم، مادر! در تمام این مدت، من کمبودی حس می کردم به نام کمبود محبت. من همیشه دلم می خواست به جای این همه رزق و برق که در زندگی ما وجود دارد، تو بیش تر می توانستی به من برسی. من نمی دانم چرا تو پدرم از هم جدا شدید، فقط این را می دانم که من قربانی جدایی شما هستم. مادر! من راضی بودم پدرم کنار ما بود، اما هیچ چیز نداشتیم؛ نه خانه، نه اتومبیل و نه کاری مثل رقاصی تو! مادر من هم مثل همه بچه ها دلم می خواست وقتی به خانه می آمدم، پدرم را ببینم. راضی بودم او بداخلاق ترین مرد دنیا می بود ولی در کنارمان می ماند، چون تنها در آن صورت می توانستم به بچه های محل و هم کلاسی هایم، به همه بگویم من هم پدر دارم. مادر! تا وقتی کوچک بودم هیچ چیز را حس نمی کردم، اما حالا با این که سنم زیاد نیست، دیگر می فهم اطرافم چه می گذرد. الان وقتی می بینم یک مرد غریبه جای پدرم را در خانه تو می گیرد، به من دستور می دهد، مشروب می خورد، وادارم می کند پادو بشوم، وقتی خنده مستانه تو در اتاق می پیچد، وقتی می بینم شما با من شوخی می کنید، خون خونم را می خورد. مادر! مدتی است که تو ظاهرا زن یکی از همین مردها شده ای. من وجود او را نمی توانم در خانه تحمل کنم. من دارم تدریجا می میرم و چه بهتر که یک دفه راحت بشوم. من از تو متشکرم که در این مدت خیلی برایم زحمت کشیدی. می دانم اگر بمیرم، خیلی نارحت می شوی، اما تو را قسم می دهم خودت را ناراحت نکن. مادر! تو به آن صداها، به آن فریادها: به رقص عربی، به رقص فارسی، به رقص ترکی و کردی، روی سن عادت کرده ای ...
اما من دیگر نمی توانم تحمل کنم. من امروز خودم را می کشم. نمی دانم چه موقع جسد حلق آویز شده ام را می بینی. من هنوز تو را دوست دارم. متاسفم که زندگی راحت تو نتوانست مرا راضی کند. راستش گریه ام گرفته است. دیگر چشم هایم جایی را نمی بیند. هیچ کس مسئول مرگ من نیست. از تو مادر خوب و مهربانم خداحافظی می کنم. یادت باشد اگر پدرم را دیدی، بگو جدایی او و تو باعث مرگ من شد.


برچسب ها: پند زندگی خودکشی به خاطر طلاق والدین



مرتبط باموضوع :

 كساني كه مي‌خواهند چيزي را از دنيا ...  [ يكشنبه، 25 مرداد ماه، 1388 ] 1864 مشاهده
 ترويج "خود" و پذيرش "ديگران" در ارت  [ دوشنبه، 23 شهريور ماه، 1388 ] 404 مشاهده
 ماجرای زن خوش اخلاق و مرد بداخلاق  [ يكشنبه، 15 آذر ماه، 1388 ] 1639 مشاهده
 کافئين موجب بهبود آلزايمر مي شود؟  [ دوشنبه، 23 شهريور ماه، 1388 ] 352 مشاهده
 افراد قد بلند زندگي بهتري دارند  [ دوشنبه، 23 شهريور ماه، 1388 ] 605 مشاهده

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .


  ورود

نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .



  امتیاز دهی به مطلب



  انتخاب ها


 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت



  اشتراک گذاري مطلب