360cfa.com chatfarsi.ir


  وضعیت آنلاین

در حال حاضر 40 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش امديد ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .



  پیغام کوتاه


فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا عضو شويد.



  آخرین ارسالها

کل موضوعات 670
کل ارسال ها 1368
کل بازديد ها 278316
کل پاسخ ها 701
کل اعضا 1657
آخرين 20 ارسال انجمن

آموزش ارسال ایمیل کارآمد
ارسال شده توسط baran222 در مورخه : پنجشنبه، 19 آبان ماه، 1390

فال عشق با بوسه!
ارسال شده توسط somaye در مورخه : پنجشنبه، 21 مهر ماه، 1390

حریم اخلاقی
ارسال شده توسط arman در مورخه : سه شنبه، 19 مهر ماه، 1390

تجاوز مجری صدای آمریکا به همکارش
ارسال شده توسط emma در مورخه : شنبه، 9 مهر ماه، 1390

داستان عشقي، تلخ و شيرين
ارسال شده توسط smc_iran_2012 در مورخه : پنجشنبه، 20 مرداد ماه، 1390

مرجع ادبیات نت
ارسال شده توسط arman در مورخه : يكشنبه، 8 خرداد ماه، 1390

woooow...joke
ارسال شده توسط sani در مورخه : دوشنبه، 22 آذر ماه، 1389

( اهنگ زیبای شراره )
ارسال شده توسط arman در مورخه : شنبه، 15 آبان ماه، 1389

joke
ارسال شده توسط sarvenaz1363 در مورخه : جمعه، 14 آبان ماه، 1389

قطع اینترنت
ارسال شده توسط arman در مورخه : جمعه، 14 آبان ماه، 1389

جک
ارسال شده توسط zeus_saeed در مورخه : پنجشنبه، 13 آبان ماه، 1389

معرفی
ارسال شده توسط arman در مورخه : سه شنبه، 11 آبان ماه، 1389

درباره كورك Biol
ارسال شده توسط bad در مورخه : سه شنبه، 11 آبان ماه، 1389

تقديم به همه ي چت فارسي ها!
ارسال شده توسط bad در مورخه : سه شنبه، 11 آبان ماه، 1389

بامزه س!
ارسال شده توسط bad در مورخه : سه شنبه، 11 آبان ماه، 1389

کورک
ارسال شده توسط bad در مورخه : سه شنبه، 11 آبان ماه، 1389

زودقضاوت نكنيم!
ارسال شده توسط emma در مورخه : شنبه، 8 آبان ماه، 1389

كلاسهاي اموزشي براي آقايان!
ارسال شده توسط emma در مورخه : شنبه، 8 آبان ماه، 1389

4چيزاست كه نميتوان آنهارابرگرداند!
ارسال شده توسط emma در مورخه : شنبه، 8 آبان ماه، 1389

دانستنيها!!!
ارسال شده توسط emma در مورخه : شنبه، 8 آبان ماه، 1389

تالار گفتمان جستجو


ماجرای زن خوش اخلاق و مرد بداخلاق

  موضوع :  |  تاریخ ارسال : يكشنبه، 15 آذر ماه، 1388  |  تعداد بازدید 1639



ماجرای زن خوش اخلاق و مرد بداخلاق

اصمعی (وزیر مامون) می گوید: روزی برای صیادی به سوی بیابان روانه شدیم. من از جمه دور شدم و در بیابان گم شدم، در حالی که تشنه و گرسنه بودم به این فکر بودم که کجا بروم و چکار کنم. چشمم به خیمه ای افتاد. به سوی خیمه روان شدم،دیدم زنی جوان و با حجابی در خیمه نشسته. به او سلام کردم او جواب سلامم را داد و تعارف کرد و گفت بفرمایید. بالای خیمه نشستم و آن زن هم در گوشه دیگر خیمه نشست.

و اما بقیه متن در ادامه مطلب


من خیلی تشنه بودم، به او گفتم: یک مقدار آب به من بده: دیدم رنگش تغییر کرد، رنگش زرد شد. گفت: ای مرد، من از شوهرم اجاره ندارم که به شما آب دهم (یکی از حقوقی که مرد بر زن دارد این است که بدون اجازه اش در مال شوهر تصرف نکند) اما مقداری شیر دارم. این شیر برای نهار خودم است و این شیر را به شما می دهم. شما بخورید، من نهار نمی خورم. شیر را آورد و من خوردم. یکی – دو ساعت نشستم دیدم یک سیاهی از دور پیدا شد. زن، آب را برداشت و رفت خارج از خیمه. پیرمردی سیاه سوار بر شتر آمد. پاها و دست و صورتش را شست و او را برداشت و آورد در بالای خیمه نشانید. پیرمرد، بداخلاقی می کرد و نق می زد، ولی زن می خندید و تبسم می کرد و با او حرف می زد. این مرد از بس به این زن بداخلاقی کرد من دیگر نتوانستم در خیمه بمانم و آفتاب داغ را ترجیح دادم. بلند شدم و خداحافظی کردم. مرد خیلی اعتنا نکرد، با روی ترشی جواب خداحافظی را داد، اما زن به مشایعت من آمد. وقتی آمد مرا مشایعت کند، مرا شناخت که اصمعی وزیر مامون هستم.
من به او گفتم: خانم، حیف تو نیست که جمال و زیبایی و جوانی خود را به پای این پیرمرد سیاه بد اخلاق فنا کردی؟ آخر به چه چیز او دل خوش کردی، به جمال و جوانیش؟! ثروتش؟! تا این جملات را از من شنید، دیدم رنگش تغییر کرد. این زنی که این همه با اخلاق بودف با عصبانیت به من گفت: حیف تو نیست می خواهی بین من و شوهرم اختلاف بیندازی. هن لباس لکم و انتم لباس لهن» چون زن دید من خیلی جا خوردم و نارحت شدم، خواست مرا دلداری دهدف گفت: اصمعی دنیا می گذرد، خواه وسط بیابان باشم، خواه در قصر، خواه در رفاه و آسایش، خواه در رنج و سختی. اصمعی، امروز گذشت. من که دربیابان بودم گذشت و اگر وسط قصر هم می بودم باز می گذشت. اصمعی، یک چیز نمی گذرد و آن آخرت است. اصمعی من یک روایت از پیامبر اکرم ص شنیدم و می خواهم به آن عمل کنم. آن حضرت فرمود: ایمان نصفه الصبر و نصفه الشکر. اصمعی، من در بیابان به بداخلاقی و تند خویی و زشتی شوهرم صبر می کنم و به شکرانه جمال و جوانی و سلامتی که دا به من عنایت فرمود، به این مرد خدمت می کنم که ایمانم کامل شود.

برگرفته از کتاب ازدواج و پند های زندگی -مجید احمدی




برچسب ها: ماجرای زن خوش اخلاق و مرد بداخلاق



مرتبط باموضوع :

 کافئين موجب بهبود آلزايمر مي شود؟  [ دوشنبه، 23 شهريور ماه، 1388 ] 352 مشاهده
 پند زندگی : خودکشی به خاطر طلاق والدین  [ يكشنبه، 15 آذر ماه، 1388 ] 490 مشاهده
 چگونه خانمها رامجذوب خودکنیم؟  [ يكشنبه، 29 آذر ماه، 1388 ] 617 مشاهده
 عذر و بهانه های محترمانه و زیرکانه آقایون  [ يكشنبه، 29 آذر ماه، 1388 ] 544 مشاهده
 روزه ‌داري بيماران رواني تحت‌نظر پزشک م  [ دوشنبه، 23 شهريور ماه، 1388 ] 346 مشاهده

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .


  ورود

نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .



  امتیاز دهی به مطلب



  انتخاب ها


 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت



  اشتراک گذاري مطلب