داستان زندگي من ( عشق يا خريت )

مدير انجمن: گروه عاشقانه

داستان زندگي من ( عشق يا خريت )

پستتوسط mojtaba » جمعه بهمن ماه 23, 1388 1:16 pm

درود بر همه
همه اينجا داستان عاشقانه مي زارند. من مي خوام داستان زندگي خودمو بزارم. شايد براي بعضي ها جالب باشه.
من مجتبي هستم و 20 سال دارم. دانشجور رشته كامپيوتر هستم. كيك بكسينگ كار مي كنم و هيچ وقت نشده توي مبارزه حتي زمانايي كه كسي قوي تر از خودم جلوم وايساده بود مشت هام نااميدم كنند. توي زندگي فقط روي خودم حساب كردم و توانايي هاي خودم. خب بريم سر اصل مطلب: داستان بر مي گرده به يك سالو 8 يا 9 ماه پيش. من از يك دوختري خوشم اومد و چند ماه گذشت تا باهاش حرف زدم و همينجوري ماه ها گذشت تا واقعا ديدم كه دوسش دارم و بهش اينو گفتم. همينجوري ماه ها گذشت و بيشتر بهش وابسته شدم تا دو روز پيش كه بهم گفت ما بدرد هم نمي خوريم و بدونه اين كه هيچ دليل خوبي براي حرفش بياره 2 روزه كه اصلا جوابمو نمي ده و انگار هيچ وقت منو نمي شناخته...
برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید
عضويت  / ورود
خداوندا اين كشور را از دشمن ، از خوشكسالي ، از دروغ محفوظ دار
     
برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید
عضويت / ورود
  - - -  
برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید
عضويت / ورود
mojtaba
مدیر گروه تاریخ
مدیر گروه تاریخ
 
پست ها : 200
تاريخ عضويت: دوشنبه مرداد ماه 25, 1388 12:00 am
محل سکونت: بين كوه و دريا
تشکر کرده: 1 دفعه
تشکر شده: 11 بار

پستتوسط erfan » جمعه بهمن ماه 23, 1388 1:23 pm

داداش غصه نخور همه یه جوری مشکل دارن بعضیا مثل شما بعضیام یه جوره دیگه  حالا ولش چیزی نشده که .نخاسته بعد میگن پسرا بدن پسرا دله دخترا رو میشکنن نمیدونن دخترا هم بلدن از اینکارا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
erfan
کاربر با سابقه
کاربر با سابقه
 
پست ها : 344
تاريخ عضويت: سه شنبه شهريور ماه 16, 1388 12:00 am
تشکر کرده: 47 بار
تشکر شده: 14 بار

پستتوسط mojtaba » جمعه بهمن ماه 23, 1388 1:34 pm

erfan نوشته است:داداش غصه نخور همه یه جوری مشکل دارن بعضیا مثل شما بعضیام یه جوره دیگه  حالا ولش چیزی نشده که .نخاسته بعد میگن پسرا بدن پسرا دله دخترا رو میشکنن نمیدونن دخترا هم بلدن از اینکارا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نه عرفان جان
غصه نمي خورم ديگه. من همين دوشنبه توي باشگاه يك مشت جوري توي فكم نشست كه محافظ لسم از دهنم در اومد و دهنم پور خون شده بود ولي مسابقرو ادامه دادم. جالبم اينه كه انقدر با پام توي سورت پسره زدم كه مسابقرو هم دوراند به يك راند بردم ولي الان كه فكر مي كنم مي بينم كه وقتي كسي توي رينگ بكس جلوته مي دوني كه يا بايد بزني يا كتك بخوري ولي وقتي يكي پوشتت باشه و روش يك بار تو زندگيت حساب باز كني يكم برات سنگينه.
خب بگزريم. اومدم كه حسابي تارارو فعال كنم.
راستي من رشتم كامپيوتره ولي توي تارار تاريخ چيكار مي كنم؟
اگر گفتيد؟
خداوندا اين كشور را از دشمن ، از خوشكسالي ، از دروغ محفوظ دار
     
برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید
عضويت / ورود
  - - -  
برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید
عضويت / ورود
mojtaba
مدیر گروه تاریخ
مدیر گروه تاریخ
 
پست ها : 200
تاريخ عضويت: دوشنبه مرداد ماه 25, 1388 12:00 am
محل سکونت: بين كوه و دريا
تشکر کرده: 1 دفعه
تشکر شده: 11 بار

پستتوسط erfan » جمعه بهمن ماه 23, 1388 1:46 pm

ههه میگم عقد تو رو اون خالی کردی
چی میدونم حتما عخش تاریخی دیگه
اره راست میگی وقتی تو زندگیت به یکی وابسته بشی بعد بذاره بره انگار هیچی از اول نبوده سخته میگم شاید یکی پیدا کرده برا خودش گفته اون بهتره هان
برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید
عضويت  / ورود
erfan
کاربر با سابقه
کاربر با سابقه
 
پست ها : 344
تاريخ عضويت: سه شنبه شهريور ماه 16, 1388 12:00 am
تشکر کرده: 47 بار
تشکر شده: 14 بار

پستتوسط mojtaba » جمعه بهمن ماه 23, 1388 1:57 pm

erfan نوشته است:ههه میگم عقد تو رو اون خالی کردی
چی میدونم حتما عخش تاریخی دیگه
اره راست میگی وقتی تو زندگیت به یکی وابسته بشی بعد بذاره بره انگار هیچی از اول نبوده سخته میگم شاید یکی پیدا کرده برا خودش گفته اون بهتره هان
برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید
عضويت  / ورود

ممنون از دلداري كه دادي. ( يكيو براي خودش پيدا كرده )
آدم يك دوست مثل عرفان داشته باشه ديگه نياز به دوستاي ديگه نداره.
خداوندا اين كشور را از دشمن ، از خوشكسالي ، از دروغ محفوظ دار
     
برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید
عضويت / ورود
  - - -  
برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید
عضويت / ورود
mojtaba
مدیر گروه تاریخ
مدیر گروه تاریخ
 
پست ها : 200
تاريخ عضويت: دوشنبه مرداد ماه 25, 1388 12:00 am
محل سکونت: بين كوه و دريا
تشکر کرده: 1 دفعه
تشکر شده: 11 بار

پستتوسط erfan » جمعه بهمن ماه 23, 1388 2:01 pm

نه راحت باش بگو یکی مثله من داشته باشی نیاز به دشمن نداری
برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید
عضويت  / ورود
   نه شوخی کردم ممنون به خاطر اینکه منو قابل دونستی ولی فکر نکن بهش زندگی ارزش غم خوردن نداره داداش مجی
برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید
عضويت  / ورود
erfan
کاربر با سابقه
کاربر با سابقه
 
پست ها : 344
تاريخ عضويت: سه شنبه شهريور ماه 16, 1388 12:00 am
تشکر کرده: 47 بار
تشکر شده: 14 بار

پستتوسط mojtaba » جمعه بهمن ماه 23, 1388 2:26 pm

راست مي گي.
بعضي وقتا بايد بزارم زمان همه چيزو درست كنه.
خداوندا اين كشور را از دشمن ، از خوشكسالي ، از دروغ محفوظ دار
     
برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید
عضويت / ورود
  - - -  
برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید
عضويت / ورود
mojtaba
مدیر گروه تاریخ
مدیر گروه تاریخ
 
پست ها : 200
تاريخ عضويت: دوشنبه مرداد ماه 25, 1388 12:00 am
محل سکونت: بين كوه و دريا
تشکر کرده: 1 دفعه
تشکر شده: 11 بار

پستتوسط erfan » جمعه بهمن ماه 23, 1388 2:34 pm

اره دیگه زمان خودش مشکلاتو حل میکنه فراموشش میکنی داش مجی من دیگه برم بای
برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید
عضويت  / ورود
erfan
کاربر با سابقه
کاربر با سابقه
 
پست ها : 344
تاريخ عضويت: سه شنبه شهريور ماه 16, 1388 12:00 am
تشکر کرده: 47 بار
تشکر شده: 14 بار

پستتوسط mojtaba » شنبه بهمن ماه 23, 1388 1:46 am

عزيز دلم اگر گفتم زمان همه چيزو درست مي كنه منظورم اين بود كه من و اون دوباره به هم مي رسيم نه اين كه فراموشش مي كنم يا اون منو فراموش كرده. فقط چون مي دونه من دوسش دارم يكم نازكردنش گول كرده. چند روز ديگه همه چيز عادي مي شه.
خداوندا اين كشور را از دشمن ، از خوشكسالي ، از دروغ محفوظ دار
     
برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید
عضويت / ورود
  - - -  
برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید
عضويت / ورود
mojtaba
مدیر گروه تاریخ
مدیر گروه تاریخ
 
پست ها : 200
تاريخ عضويت: دوشنبه مرداد ماه 25, 1388 12:00 am
محل سکونت: بين كوه و دريا
تشکر کرده: 1 دفعه
تشکر شده: 11 بار

پستتوسط erfan » شنبه بهمن ماه 24, 1388 10:42 am

دیگه خود دانی اق مجی از من گفتن بود
erfan
کاربر با سابقه
کاربر با سابقه
 
پست ها : 344
تاريخ عضويت: سه شنبه شهريور ماه 16, 1388 12:00 am
تشکر کرده: 47 بار
تشکر شده: 14 بار

پستتوسط mojtaba » شنبه بهمن ماه 24, 1388 1:13 pm

هر چي پيش آيد خوش آيد.
خداوندا اين كشور را از دشمن ، از خوشكسالي ، از دروغ محفوظ دار
     
برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید
عضويت / ورود
  - - -  
برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید
عضويت / ورود
mojtaba
مدیر گروه تاریخ
مدیر گروه تاریخ
 
پست ها : 200
تاريخ عضويت: دوشنبه مرداد ماه 25, 1388 12:00 am
محل سکونت: بين كوه و دريا
تشکر کرده: 1 دفعه
تشکر شده: 11 بار

پستتوسط erfan » شنبه بهمن ماه 24, 1388 1:20 pm

اره همون مثل معروف خودتو بسپار دست تقدیر و سرنوشت
erfan
کاربر با سابقه
کاربر با سابقه
 
پست ها : 344
تاريخ عضويت: سه شنبه شهريور ماه 16, 1388 12:00 am
تشکر کرده: 47 بار
تشکر شده: 14 بار

پستتوسط mojtaba » شنبه بهمن ماه 24, 1388 1:33 pm

من مي گم چطوره تقديرو بدن دست من؟
خداوندا اين كشور را از دشمن ، از خوشكسالي ، از دروغ محفوظ دار
     
برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید
عضويت / ورود
  - - -  
برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید
عضويت / ورود
mojtaba
مدیر گروه تاریخ
مدیر گروه تاریخ
 
پست ها : 200
تاريخ عضويت: دوشنبه مرداد ماه 25, 1388 12:00 am
محل سکونت: بين كوه و دريا
تشکر کرده: 1 دفعه
تشکر شده: 11 بار

پستتوسط erfan » شنبه بهمن ماه 24, 1388 1:37 pm

هههه میخای ملت رو بدبخت کنی که بدن دسته تو هههههه
erfan
کاربر با سابقه
کاربر با سابقه
 
پست ها : 344
تاريخ عضويت: سه شنبه شهريور ماه 16, 1388 12:00 am
تشکر کرده: 47 بار
تشکر شده: 14 بار

پستتوسط mojtaba » شنبه بهمن ماه 24, 1388 1:41 pm

بهت قول مي دم براي تو يكي بد نمي شه.
خداوندا اين كشور را از دشمن ، از خوشكسالي ، از دروغ محفوظ دار
     
برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید
عضويت / ورود
  - - -  
برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید
عضويت / ورود
mojtaba
مدیر گروه تاریخ
مدیر گروه تاریخ
 
پست ها : 200
تاريخ عضويت: دوشنبه مرداد ماه 25, 1388 12:00 am
محل سکونت: بين كوه و دريا
تشکر کرده: 1 دفعه
تشکر شده: 11 بار

بعدي

بازگشت به داستان عاشقانه

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان